تبليغاتX
!...كلبه مهربوني
سخت ترین درس دانشگاه عشق...درس راستگویست

سلام به همه دوستان گلم خیلی دلم براتون تنگ شده

حقیقت اینه که توی این مدت که نبودم یا اینکه خیلی کمتر

سر میزدم اتفاقات  زیادی واسم افتاد

زمونه بد جوری خنجرش و بهم زد اگه شب می خوابیدم حتی توی خواب هم فکر شو نمی کردمُ..همیشه سعی کردم شاد باشم سعی کردم از این تنهایی که دارم بیام بیرون  ولی انگار هر چی که من بیشتر ازش فاصله گرفتم اون به من نزدیک تر شد

همتونو دوست دارم شماها با معرفت ترین هایی هستید که توی

 

این مدت منو فراموش نکردید خیلی دلم گرفته از خیلی ها

 

وبلاگمو عوض کردم این وبلاگو با همه خاطراتش میزارم بمونه

 

توی کلبه جدیدم فقط می خوام واسه دل خودم بنویسم

 

خدایی خیلی دلم گرفته نمی دونم چی بگم اون وبلاگ و

 

دو سه روز هست که امادش کردم  حتما بهم سر بزنید   باید سر فرصت تمام  دوستان رو دوباره لینک کنم

منتظر حضور سبزتون مثل همیشه هستم  منو فراموش نکنید

 

اینجا دیگه نظر نذارید منتتظرتونم توی غمکده خودم

 

www.marge0shaghayegh.blogfa.com




لينك ثابت نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 22:10
توسط ..:: ســـــهیل... ::..

یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم وقت پرپر شدنش سوزو نوایی نکنیم

یادمان باشد پر پروانه شکستن هنر انسان نیست گر شکستیم ز غفلت من ومایی نکنیم

یادمان باشد سر سجاده عشق جز برای دل محبوب دعایی نکنیم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم

یادمان باشد دراین بهر دو رنگی و را دگر حتی طلب آب زدریا نکنیم

یادمان باشد دگر لیلی و مجنونی نیست به چه قیمت دلمان بهر کسی چاک کنیم




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 18:26
توسط ..:: رز ::..

سلام به همه دوستان گلم دلم برای همتون تنگ شده

نمی دونم از کجا شروع کنم قصه تلخ سادگیمو

 

نمی دونم چرا قسمت می کنم روزای خوب زندگیمو

 

چرا تو اول فصه همه دوستم میدارن؟

 

وسط قصه میشه سربه سر من میزارن

 

تا می خواد قصه تموم شه همه تنهام میزارن

 

می تونم مثل همه دورنگ باشم دل نبازم

 

می تونم مثل همه یه عشق ویادی بسازم

 

تا با یک نیش وزبون

 

بترکه و خراب بشه

 

تا بیان جمش کنن حباب دل سراب بشه

 

می تونم بازی کنم با عشق و احساس کسی

 

می تونم درست کنم ترس دل و دلواپسی

 

می تونم دروغ بگم تا خودمو شیرین کنم

 

می تونم پشت دلها قایم بشم

 

کمین کنم

 

ولی با این همه حرفا باز منم مثل اونام

 

یه دروغگو میشم

 

همیشه ورد زبونام

 

یه نفر پیدا بشه به من بگه چیکار نم؟

 

با چه تیری اونی که دوستش دارم شکار نم؟

 

من باید از چی بفهمم چه کسی دوستم داره؟

 

توی دنیا اصلا عشق واقعی وجود داره؟

 

 

تو را به دادگاه خواهند کشید...

 

شاید به حبس ابد محکوم شوی...

 

جزئیات جنایتت مشخص نیست

 

اما اثر انگشت رابر روی قلبی شکسته

 

یافته اند...

 

 

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 19:36
توسط ..:: ســـــهیل... ::..

می دونی سخت ترین لحظه تو زندگی ادم چیه؟

 

وقتی بفهمی واسه کسی

 

که تمام زندگیته

 

فقط یک تجربه ای

 

گل من...

 

قصه بود...

 

برگ از درخت خسته میشه

 

پاییز بهونه هست




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 23:50
توسط ..:: ســـــهیل... ::..

زمان به من اموخت که دست دادن معنی رفاقت نیست

 

روبوسی قول ماندن نیست

 

وعاشق شدن ضمانت تنها نشدن نیست

 

هیچ وقت دل به کسی

 

نبند..این دنیا اینقدر کوچیکه

 

که توش دو تا دل

 

کنار هم جا نمیشه..اگر هم 

 

دل بستی که هیچ...

 

 

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 20:23
توسط ..:: ســـــهیل... ::..

یا ضامن اهو به شوق وصالت گاه ارزوی باران بودن

 

گاه نسیم...گاه ارزوی کبوتر میکنم..اگر کبوتر بودم

 

بی درنگ و با تمام قدرت بسوی تو ای محرم دلتنگی ها

 

پرواز می کردم..اگر قطره باران بودم از اسمان بر

 

مرقد پاک تو فرود می امدم...ولی انگار به هر شکلی

 

که در ایم...باز نیاز دارم که مرا بطلبی

نمی دونم چی بگم من لیاقتش رو نداشتم

 

نمیدونم خدا به ابروی کی این سعادت رو نصیب من کرده...اگه عمری باشه هفته اینده میرم پابوس

 

اقامون نایب الزیاره همه شما دوستان گلم هستم   هنوز باورم نمیشه

 

خدا یا بی نهایت سپاسگذارم




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 3:0
توسط ..:: ســـــهیل... ::..

بیا اینجا صداقت می فروشم

 

برای تو محبت می فروشم

 

بیا بهر نگاهی از تو ای دوست

 

دلم را زیر قیمت می فروشم

 

برای بهترین

 

علی جان

دوستت دارم




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 0:32
توسط ..:: ســـــهیل... ::..

زنده باد انکس که گاهی یادی از ما می کند

از خجالت ما غریبان را غرق دنیا می کند

حال ما می پرسد و از مهربانی های خود

این دل رنجور ما را عطر گلها می کند




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 13:49
توسط ..:: ســـــهیل... ::..

خوب میدانم بی تو غریبم..روزها چه بی خبر می گذرند

 

انگار به من..به تو وبه خاطره هایمان اعتنایی نمی کنند!

 

بدون تو از زمستان می نویسم و تو گلدانهای دلم

 

ارزو های همیشه کال را می نشانم

 

خوب میدانم بدون تو کسی حال دفترم را نمی پرسد

 

واز میان شالیزارهای نگاهم رد نمی شود

 

خوب میدانم کسی مثل تو به پروانه های خیالم سلام نمی کند

 

کاش می توانستم تک بیتی قشنگی برایت بنویسم

 

که بوی صداقت بدهد...

 

کاش می توانستم لحظه های شاعرانه ام را برایت قاب کنم

 

من...

 

به اندازه بی کرانگی اسمانها به مهربانیت معتقدم

 

معتقد...

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 12:42
توسط ..:: ســـــهیل... ::..

من اسیر واژه محبتم

خالی از کینه دل و حسادتم

عاشق دست های با رفاقتم

زندگی اینجوری داده عادتم

 




لينك ثابت نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 17:8
توسط ..:: ســـــهیل... ::..

تصویری داشتم خیال کردم در ساحل دریا با خدا قدم میزنم

 

در اسمان تصویری از زندگی خودم دیدم...همه جا دو رد پا دیدم

 

یکی از ان من و دیگری جای پای خدا بود

 

وقتی در اخرین تصویر زندگی ام به روی شنها نگاه کردم

 

دیدم که گاهی فقط یک ردپا می بینم

 

دریافتم که اینها در سخت ترین مواقع زندگی ام بود

 

از خدا پرسیدم خدایا:فرمودی که اگر به تو ایمان اورم

 

هرگز تنهایم نخواهی گذاشت..چرا در سخت ترین مواقع زندگی

 

رد پایی از تو نمیبینم؟چرا در ان اوقات رهایم کردی؟

 

فرمود:فرزند عزیزم تو را دوست دارم و هرگز تنهایت نگذاشته و

 

نخواهم گذاشت...اگر در سخت ترین اوقات فقط یک ردپا میبینی

 

ان ردپای من است...که تو را به دوش کشیده ام

 

 Image By Axs.mihanblog.com




لينك ثابت نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 20:48
توسط ..:: ســـــهیل... ::..

دوستت دارم به اندازه

 

تکرار تمام دوست داشتن های

 

دنیا...

 

لطفا نظر هم بدهید



لينك ثابت نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 17:50
توسط ..:: ســـــهیل... ::..

كسي را كه اميد وار است هيچ وقت

 

نا اميد نكن

 

شايد اميد تنها دارايي او باشد

عاشقتم دنيا...




لينك ثابت نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 17:19
توسط ..:: ســـــهیل... ::..

 




لينك ثابت نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 10:59
توسط ..:: ســـــهیل... ::..

ناگهان يك صبح زيبا اسمان گل كرده است

 

خاك تا هفت اسمان بغض تغزل كرده است

 

حتم دارم در شب ميلادت اي غوغا ترين

 

حضرت حق نيز در كارش تا مل كرده است

 

هر فرشته تا بيايي اي معمايي ترين

 

بالهاي خويش را دست توسل كرده است

 

تقديم به پدر حقيقيمان امام زمان ارواحنا فداه

 

اي سفر كرده ي موعود بيا

 كه دلم در پي تو در به در است

 جان ناقابل اين چشم براه

 برگ سبزي به تو روز پدر است

 خدمات وبلاگ نویسان جوان -- بهار بیست            www.bahar20.sub.ir




لينك ثابت نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 1:1
توسط ..:: ســـــهیل... ::..


 

یادت میاد گفتی به من عشق تو رو به دل دارم

دورغ می گفتی اما من راست راسکی دوست دارم

سر به سرم گذاشتی و چند روزی موندگار شدی

گفتی که همدمم میشی همرنگ روزگار شدی

چشمات به من دورغ می گفت اما بازم میخواستمت

وقتی که رفتی به سفر به انتظار نشستمت

پیش خودم دلم می گفت که برمیگردی از سفر

برگشتی اما چه جوری ، دستت تو دست یه نفر

دلم که باور نمی کرد از تو یه دستی خورده بود

اون روز نشست وگریه کرد که بازی رو نبرده بود

بعد از سرود عشق تو ، دلم دیگه شعری نخوند

همرنگ آدما شد و عاشق هیچ کسی نموند

بعد از تو ونگاه تو ، دلم دیگه فریب نخورد

دیگه برای هیچ کسی ، به خاطره نگاش نمرد





لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 16:34
توسط ..:: ســـــهیل... ::..


 

گاهی که ازتودورمی افتم به تمام ابرهایی که بالای سرت راه میروند،حسودیم میشود.

آن وقت آرزومیکنم کاش ابربودم که توبه خاطرآن باران را دوستش داشتی.

گاهی که دیدنت محال میشود ، به ستاره ها چشم می دوزم که مرا به یاد برق نگاهت

می اندازند واز ماه وخورشید میپرسم در چه روزی متولد شدند.

وقتی نیستی ، روحم رود سرگردانی است که احوال تورا از همه دریاها میپرسد.

موجهایی که حتی یک بار تو را دیده اند ، هرگز به سکوت و ساحل نمی اندیشند.

پیراهنم ازمن خوشبخت تراست، چون اولین کسی است که نام توراازصدای تام تام

قلبم می شنود.

چه کاروان،چه قطار،چه پرنده های آهنین ،هرچه مرابه سوی توبیاوردوفاصله مارا

کم کند،دوست داشتنی است.مهم نیست اگرحتی همه راه رادرخواب باشم.

هرکه تورایک بارببیند،شاعرمیشود.من ازروزازل شعرمیگفتم وآنهارابرای فرشته ها

میخواندم.راستی پروانه هایی که لای دفترچه های خاطرات خشک شده اند هم شاعرند.

روزهای دیدارهمیشه بارانی است.مثل همیشه فراموش میکنیم چتری به همراه

بیاوریم و حرفهایمان زیر باران تازه میشوند.

دراین اتاق،دراین همه تاریکی،چه صبح دلپذیری جریان دارد.چراغ راروشن میکنم،

رویاهایم بیدار میشوند.

من حتم دارم دستی که اولین گل سرخ را لبخند زنان در زمین کاشت ،

خوب میدانست که یک روز انبوهی از آن تقدیم تو خواهد شد.




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 16:29
توسط ..:: ســـــهیل... ::..


 

تاریکی را از همه ی لحظه های زندگی ام پاک می کنم . وقتی تو هستی قلب من

چه ظرفیتی دارد برای دوست داشتن تو ...

من از تو لبریزم و اگر نباشی مثل بعدازظهرهای پاییز می شوم . من از تو اعتبار

می گیرم مثل ابرها از اقیانوس، مثل بغض ها واشک هاازدلتنگی ،مثل شکوفه ها

از بهار ...

دوست دارم در سرزمین قلبم خانه ای بسازم . خانه ای که پنجرهایش هیچ گاه از

دیدن تو سیر نمی شوند.

عزیزم !

وقتی تو هستی می توانم همه ی دنیا را سطر به سطر بخوانم ومسیر زندگی رااز

پرنده ها بپرسم . وقتی تو هستی کلمه ها تمام می شوند وحرفها ته می کشند .

بهترین همدم وتکیه گاه زندگی ام ، تو معنا ی مجسم همه ی کلمه های کتاب آفرینشی

کاش در این سکوت ، با من دنیایی از مهر بیایی.

بی تو مثه سکوت می مانم ویه بغض خفته در گلو ...

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 16:24
توسط ..:: ســـــهیل... ::..

 

سلام سلامی از پشت دیورا های بلند تنهای

از ته خاطرات قدیمی

از گلزار شادیهای فراموش شده

سلامی از پشت یک کاغذ

از پس یک شیشه به بلندای یک فریاد

به تو یار دیروز رفیق

نیمه راه امروز

 میدانم نامه ام باید کوتاه باشد

تا تو بخوانی باید فریاد باشد

تا تو بشنوی باید عین حقیقت باشد

تا شاید باور کنی

آری میدانم در پیچ وخم راهرو قرعه با نامم افتاد

وسرنوشت به یاریم شتافت

من سرنوشتم راپیاماو شفا

در خاطرآن شنوده دردها نوشتم

جای خالی تو حس زیبای را از من ربوده است

مدتهاست که از خودم میپرسم

من چه کردم

نمیدانم لحظه ای که کوله بارت را بستی

تا برای همیشه از زندگیم

خارج بشی

هیچ به یاد خاطراتمان افتادی

هیچ زیر لب نام مرا گفتی

 شاید کهنفرین کردی

ورفتی شایدکه فراموش کردی گریختی

هرچه کردی من نداستم

چرا آمدی چرا ماندی و چرا رفتی

یک روز خسته اما پر امید

از راه آمدم تا تو را ببینم ولی نبودی

هرچه دنبالت گشتم پیدات نکردم

 با خودم گفتم که شاید من

اشتباهی مرتکب شدم تو رفتی

دیدم انتظار من برای آمدن تو بیهوده است

 نمیدانی که چه شبهای که به یاد تو نخوابیدم

اما دریغ از نگاه حتی بی مهرت...

 

تقدیم فراموش شدگان

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 13:29
توسط ..:: ســـــهیل... ::..

عشق فراموش شده

 

تو که میدونی عشق منی دوست دارم

واسه چی پس تو میگی میخوام برم دیگه دوست ندارم

یادته اون روزا که دستت تو دسته من

حالا تو میخوای بری منو نمیخوای دلبر من

میدونی من بی کسم تو بودی همه کسم

زندیگم تو بودیو حالا من خارو خسم

چرا تو لج میکنی

ابروهاتو کج میکنی

زندگیم تموم شدش برای تو

عمر من حروم شدش به پای تو

واسه تو حاضر بودم ستاره هارو بشمورم

شهرو آتیش بزنم بیام بگم دوست دارم

هرگز نگو...




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 16:22
توسط ..:: ســـــهیل... ::..


گل شکسته

شاخه گلی شکسته تو دسته تو اسیرم

اگه نیایی تو پیشم یه وقت دیدی میمیرم

محتاج یک نگاتم تا جون دارم فداتم

محتاج یک نگاه و قهر بکنی میمیرم

دستو پامو گم می کنم

وقتی نگام می کنی تو

نفس نفس هول می کنم

وقتی صدام می کنی تو

تو دفتره خاطره هام

تو ذهن و تو آرزوهام

اسم تو هم شده فراموش

اسم تو هم شده فراموش

یادم دادی بسوزم... دارم می سوزم...دارم می سوزم

اشکه چشامو دیدی بگو به چی رسیدی

قسم به بی قراریت مردم از چشم انتظاریت

محتاج یک نگاتم تا جون دارم فداتم

محتاج یک نگاه و قهر بکنی میمیرم

دستو پامو گم می کنم

وقتی نگام می کنی تو

نفس نفس هول می کنم

وقتی صدام می کنی تو

تو دفتره خاطره هام

تو ذهن و تو آرزوهام

اسم تو هم شده فراموش

اسم تو هم شده فراموش

می دونی که دوست دارم

واسه اینه که دل می سوزونی تو

گفتم بهت دوست دارم

اما حالا من پشیمونم

برو به درک برو به درک برو به درک

برو به

درک...




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 16:19
توسط ..:: ســـــهیل... ::..

به نام پروردگاری که عشق را آفرید تا زنده بمانیم

سلام دوستان عزیزم  نظر یادتون نره

عشق یعنی راه رفتن زیر باران

                               عشق یعنی من می روم تو بمان

عشق یعنی آن روز وصال

                             عشق یعنی بوسه ها در طوله سال

عشق یعنی پای معشوق سوختن

                             عشق یعنی چشم را به در دوختن

 عشق یعنی جان می دهم در راه تو

                            عشق یعنی دستانه من دستانه تو

عشق یعنی مریمم دوستت دارم تورو

                            عشق یعنی می برم تا اوج تورو

عشق یعنی حرف من در نیمه شب

                            عشق یعنی اسم تو واسم میاره تب

عشق یعنی انقباظو انبصاط

                            عشق یعنی درده من درده کتاب

عشق یعنی زندگیم وصله به توست

                           عشق یعنی قلب من در دست توست

عشق یعنی عشقه من زیبای من

                           عشق یعنی عزیزم دوستت دارم




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 16:11
توسط ..:: ســـــهیل... ::..




لينك ثابت نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 14:41
توسط ..:: ســـــهیل... ::..

امشب در خونه خدا میخوام برات دعا کن

برای عاشق شدنت خدا خدا کنم

امشب میخوام به خاطرت تا به سحر گریه کنم

شبنم چشمهام وبدم جونم وباز فدا کنم

امشب میخوام به نییتت دور حرم طواف کنم

شاید خدا اجازه بده دست توی دستت بزارم

امشب میخوام  به خاطرت تا خود صبح زاری کنم

به این طریق شاید بشه دردم و من دوا کنم

امشب میخوام کعبه بشی تا دورتو طواف کنم

بچرخمو بچرخم و خودمو برات فدا کنم




لينك ثابت نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 14:24
توسط ..:: ســـــهیل... ::..

تکیه به شونه هام نکن

من از تو افتاده ترم

ما که بهم نمیرسیم

بسه دیگه بزار برم

کی گفته بود به جرم عشق

یه عمری پرپرت کنم؟

حیف تو نیست کنج قفس

چادر غم سرت کنم

من نه قلندر شبم

نه برده ای حلقه به گوش

نه ناجی فرشته ها

من عاشقم همین و بس

غصه نداره بی کسیم

قشنگیه قسمت ماست

که ما به هم نمی رسیم

دوستت دارم...




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 21:26
توسط ..:: ســـــهیل... ::..